Cap Haddock

کاپیتان هادوک

Thursday, September 14, 2006

سلام
بعد از مدتها وقت پیدا کردم که اینجا یه چیزایی بگم
تو این مدت اتفاقات زیادی افتاده غیر از درست شدن ادیتور اینجا

|

Thursday, February 09, 2006

تحریم مگسی

مگسی روی فيل نشسته بود...روزی به فيل گفت:اگر زيادی حرف بزنی از روت بلند ميشمتا باد ببردت!
دانمارک توسط ايران تحريم اقتصادی شد و بقيه اروپا هم تهديد
سامان

|

Saturday, December 10, 2005

زوج و فرد

در پی اعلام قانون تردد خودروها بر اساس زوج و فرد بودن شماره پلاک آنها در روزهای زوج و فرد هفته اينجانب به نتيجه رسيدم که بهتر است پيشنهادی جامع و علمی کاربردی برای رفع مشکلات کشور بدهم. پس فکر کردم ...و در حين فکر کردن به نتايجی رسيدم و پيشنهادی ساختم پيشنهاد دادنی ! و من از همين جا اعلام ميکنم راه حل بسيار خوب و عالی ای دارم که در صورت اجرای آن نه تنها مشکل آلودگی هوای تهران که مشکل آلودگی هوای کل کشور حل شده و نيز به معضل بيکاری پايان داده و در پی آن تمام مشکلات معيشتی مردم حل گرديده و بنيان خانواده استوارتر ميشود و حتی ميتوان با گسترش و صدور اين راه حل جالب و فروش آن به کشورهای دنيا در آمد خوبی برای کشور کسب نمود و نام کشور را در جهان پر آوازه تر کرد.بر اساس اين پيشنهاد که در بندها و سرفصلهای زيادی تنظيم گرديده تمامی مردم کشور اعم از زن و مرد بدون توجه به جنسيت و سن و مذهب و تنها بر اساس شماره ملی شان به زوج و فرد تقسيم ميشوند.
در روزهای زوج انسانهای زوج و در روزهای فرد فقط انسانهای فرد حق خروج از منزل و رفت وآمد در معابر را خواهند داشت.بدين ترتيب تعداد کسانی که در خيابان هستند نصف ميشود و ماشينهای کمتری هم در خيابان خواهند بود پس آلودگی هوا و آلودگی صوتی هم کم خواهد شد.
در این صورت هر کس فقط سه روز در هفته میتواند از خانه خارج شود و سه روز دیگر هفته را باید در خانه بماند پس کارش را نمیتواند انجام دهد و کارش بدون نفر میماند.پس ما هم پیشنهاد میدهیم برای هر شغلی دو نفر که یکی از آنها زوج و دیگری فرد است استخدام شوند...و بدین ترتیب هر شغل و پستی دارای دو شاغل میشود پس مشکل بیکاری هم حل میشود
بر اساس این بند باید برای هر شغلی دو نفر داشته باشیم حتی رییس جمهور ! یعنی رییس جمهور زوج و رییس جمهور فرد...و ما پیشنهاد میدهیم که یکی از انها از میان جریان موسوم به اولترا رادیکال راست گرای افراطی متمایل به راست و دیگری از جریان موسوم به اولترا رادیکال چپ گرای افراطی متمایل به چپ انتخاب شوند .بدین ترتیب هر کدام برنامه دیگری را خنثی می کنند. يکی از آنها ميخواهد همه چيز را از نو بسازد ولی آنيکی از وضع موجود راضی است و قصد دارد دنيا را متحول کند و پاک کن را برداشته و نقشه کتاب جغرافی فرزندش را تغيير ميدهد...و شايد هم بخواهد با مداد قرمز درياها را رنگ کند که قشنگ تر بشود!!!يکی با دنيا زدو بند ميکند و کوتاه مي آيد و آنيکی توجيه ميکند (اينجا با هم دوستند يا به عبارتی از اونطرف ميافتند!) ولی دوباره بد ميشوند...در اين حالت يکی گفتگو ميکند ولی آن يکی کند و کو (!) ميکند...يکی با همه دوست ميشود ولی آن يکی ميگويد که ميخواهد سر به تن هيچکس نباشد... . اما در ميان تکليف امورات مملکت چه ميشود؟...خب ساده است مگر امورات مملکت همين الان رو هوا نيست؟...پس در آينده هم ميتواند به پروازش ادامه دهد
و ما به این نتیجه میرسیم که از این بهتر نمیشود
سامان

|

Wednesday, November 09, 2005

سردیش
با وزش بادی سرد
بیشتر شد
و ما هم
بیخیالش شدیم
عشق را میگویم
سامان

|

Thursday, October 20, 2005

آرچیبالدانه

از وقتی که سیستم ضد فیلترم از کار افتاده و ما هم به خیل به فیلتر برخوردکنندگان پیوستیم بد جوری احساس خفگی میکنم از بس که هرجا رو میخوام باز کنم میبینم نوشته به دلایل کوفت و زهرمار این سایت بستس !
از اون عبارت مشترک گرامی هم که دیگه نگو..
.اینجاست که آرچیبالد میگه: تف به ذات پدر پدرسوخته اون آدم مادر بیش فعالی! که این فیلترینگ رو راه انداخت
و من هم باهاش موافقم

|

Friday, July 08, 2005

رينو پلاستی سياسی !

نظر به اينکه دماغمان بشدت سوخته و وقتی به دماغ سوخته مان نگاه کرديم متوجه گنده و بی قواره بودن آن شديم و فهميديم که چرا دختر همسايه به ما محل نميگذارد و ما را تحويل نميگيرد و ميبينيم که چقدر دماغ سايرين کوتاهتر و زيباتر است و صد البته نسوخته و اميدی هم به سوختن آن نميباشد (!) و ما هم فهميديم که چرا چنين است و چون همه ما عادت داريم تا نوک دماغمان ببينيم و بيش از آن توانايی نداريم و فهميديم که چرا چشممان هم دچار ضعف و درد شديد شده است ولی چشمان ساير عزيزان که دارای دماغ خوش فرمی هستند ٬ضعيف نيست و همه عالم و آدم از آن بالايی تا آن وسطی از ايشان تعريف مي نمايند ولی از ما تعريف نمينمايند و آنها برنده واقعی هستند و ما شکست خوردگان واقعی و تازه مشت محکمی هم به دهانمان خورده و علاوه بر صاف و سرويس شدن آن فکمان هم کش آمده و بزودی به زمين خواهد خورد ...به نتيجه مهمی رسيديم و آنهم اين است که تصميم گرفتيم از خيل عظيم پزشکان محترم زيبايی بهره برده و در کلينيک آنها بستری شده و اقدام به رينوپلاستی يا همان دماغ عمل کردن خودمان نماييم و از آقای دکتر هم بخواهيم با دريافت وجهی اضافی رينوپلاستی از نوع سياسی را برای ما انجام دهد تا شايد علاوه بر شباهت يافتن با الن دلون و جلب توجه دختر همسايه چشممان هم بهتر شود ،چون ديگر مجبور نيست برای ديدن نوک دماغمان زمانهای آينده مثلا ۱۰-۱۵ سال جلوتر را ببيند و بتواند به ديدن همين ۴-۵ سال آينده اکتفا نمايد تا ما هم پيروز واقعی خرداد ۸۴ باشيم و تازه علاوه بر آن وقتی که خواستيم سرمان را توی برف فرو کنيم و هر از چند گاهی آنرا خارج کرده و قدقدی نماییم دماغمان مزاحم نباشد.و از شما تحریم کنندگان دماغ دراز هم که مانند پینوکیو شده اید و فرشته مهربانتان هم خیلی شبیه سردار سازندگی شده است هم میخواهم مثل من به راه راست هدایت شده و یک عملی از آن دماغ به عمل آورید .البته جراحی را میگذارم برای شنبه ۴ تیر یا شاید بعد از آن!
سامان

|