فرازهایی از سخنان جناب علیشمس ! (پاسخهای آرچیبالد در پرانتز(
می فرماید :دافای مو بلوند خیلی بهترند از مو مشکیا(این گزاره غلط است...مثال نقض موجود است)
پیش اینا با بنزم.پیش مشکیا من با پرشیا (خیر ...برای هر دو گروه فقط یک پراید موجود است تازه اگر مکان تو طرح نباشه)
Wednesday، September 30، 2009
Thursday، September 10، 2009
زمانه ما
یادم باشد روزی در آینده های دور به فرزندانم بگویم که ما در زمانه ای می زیستیم که جستجوی Honey ممنوع بود !...حتما روزی خواهم گفت...
Monday، September 07، 2009
بی ربط
کافی بود یک هفته دیگه صبر میکردم تا سه سال از آخرین پست این وبلاگ میگذشت !
همونطور که می بینید قالب وبلاگ دچار تغییر شده ...همیشه وقتی به وبلاگهایی که قالبهای این شکلی داشتن یه جورایی حسودیم میشد ...این شد که اینطور شد !
همونطور که نمی بینید دیگه از پیامگیر Haloscan استفاده نمیکنم که تقصیر خودشون بود !...یادمه پارسال دیدم که یه سری از پیغامها حذف شدن .منم یه ایمیل فرستادم که آقای محترم (شاید هم خانم محترم ) من چجوری میتونم پیامهای قدیمیم رو بازیابی کنم ؟
بعد از یکی دو ساعت یه ایمیل ازشون رسید که خیلی محترمانه گفته بود که امکانش نیست و تازه روتون رو هم زیاد نکنید که تا چند وقت دیگه کل سیستم رو پولی می کنیم که دیگه خیالتون راحت شه !...من هم محترمانه براش نوشتم :to the Hell...your unstable Ass !!!
طرف دیگه جواب نداد ...خب حق داشت اون که ایرانی نبود که بفهمه منظور من از عبارت "به جهنم ...ک.و.ن لقت " چی بوده !!!
این هم از این ...البته اعتراف می کنم که به بعضی از کامنتام علاقه داشتم !
همونطور که می بینید قالب وبلاگ دچار تغییر شده ...همیشه وقتی به وبلاگهایی که قالبهای این شکلی داشتن یه جورایی حسودیم میشد ...این شد که اینطور شد !
همونطور که نمی بینید دیگه از پیامگیر Haloscan استفاده نمیکنم که تقصیر خودشون بود !...یادمه پارسال دیدم که یه سری از پیغامها حذف شدن .منم یه ایمیل فرستادم که آقای محترم (شاید هم خانم محترم ) من چجوری میتونم پیامهای قدیمیم رو بازیابی کنم ؟
بعد از یکی دو ساعت یه ایمیل ازشون رسید که خیلی محترمانه گفته بود که امکانش نیست و تازه روتون رو هم زیاد نکنید که تا چند وقت دیگه کل سیستم رو پولی می کنیم که دیگه خیالتون راحت شه !...من هم محترمانه براش نوشتم :to the Hell...your unstable Ass !!!
طرف دیگه جواب نداد ...خب حق داشت اون که ایرانی نبود که بفهمه منظور من از عبارت "به جهنم ...ک.و.ن لقت " چی بوده !!!
این هم از این ...البته اعتراف می کنم که به بعضی از کامنتام علاقه داشتم !
Thursday، September 14، 2006
Thursday، February 09، 2006
تحریم مگسی
مگسی روی فيل نشسته بود...روزی به فيل گفت:اگر زيادی حرف بزنی از روت بلند ميشمتا باد ببردت!
دانمارک توسط ايران تحريم اقتصادی شد و بقيه اروپا هم تهديد
سامان
Saturday، December 10، 2005
زوج و فرد
در پی اعلام قانون تردد خودروها بر اساس زوج و فرد بودن شماره پلاک آنها در روزهای زوج و فرد هفته اينجانب به نتيجه رسيدم که بهتر است پيشنهادی جامع و علمی کاربردی برای رفع مشکلات کشور بدهم. پس فکر کردم ...و در حين فکر کردن به نتايجی رسيدم و پيشنهادی ساختم پيشنهاد دادنی ! و من از همين جا اعلام ميکنم راه حل بسيار خوب و عالی ای دارم که در صورت اجرای آن نه تنها مشکل آلودگی هوای تهران که مشکل آلودگی هوای کل کشور حل شده و نيز به معضل بيکاری پايان داده و در پی آن تمام مشکلات معيشتی مردم حل گرديده و بنيان خانواده استوارتر ميشود و حتی ميتوان با گسترش و صدور اين راه حل جالب و فروش آن به کشورهای دنيا در آمد خوبی برای کشور کسب نمود و نام کشور را در جهان پر آوازه تر کرد.بر اساس اين پيشنهاد که در بندها و سرفصلهای زيادی تنظيم گرديده تمامی مردم کشور اعم از زن و مرد بدون توجه به جنسيت و سن و مذهب و تنها بر اساس شماره ملی شان به زوج و فرد تقسيم ميشوند.
در روزهای زوج انسانهای زوج و در روزهای فرد فقط انسانهای فرد حق خروج از منزل و رفت وآمد در معابر را خواهند داشت.بدين ترتيب تعداد کسانی که در خيابان هستند نصف ميشود و ماشينهای کمتری هم در خيابان خواهند بود پس آلودگی هوا و آلودگی صوتی هم کم خواهد شد.
در این صورت هر کس فقط سه روز در هفته میتواند از خانه خارج شود و سه روز دیگر هفته را باید در خانه بماند پس کارش را نمیتواند انجام دهد و کارش بدون نفر میماند.پس ما هم پیشنهاد میدهیم برای هر شغلی دو نفر که یکی از آنها زوج و دیگری فرد است استخدام شوند...و بدین ترتیب هر شغل و پستی دارای دو شاغل میشود پس مشکل بیکاری هم حل میشود
بر اساس این بند باید برای هر شغلی دو نفر داشته باشیم حتی رییس جمهور ! یعنی رییس جمهور زوج و رییس جمهور فرد...و ما پیشنهاد میدهیم که یکی از انها از میان جریان موسوم به اولترا رادیکال راست گرای افراطی متمایل به راست و دیگری از جریان موسوم به اولترا رادیکال چپ گرای افراطی متمایل به چپ انتخاب شوند .بدین ترتیب هر کدام برنامه دیگری را خنثی می کنند. يکی از آنها ميخواهد همه چيز را از نو بسازد ولی آنيکی از وضع موجود راضی است و قصد دارد دنيا را متحول کند و پاک کن را برداشته و نقشه کتاب جغرافی فرزندش را تغيير ميدهد...و شايد هم بخواهد با مداد قرمز درياها را رنگ کند که قشنگ تر بشود!!!يکی با دنيا زدو بند ميکند و کوتاه مي آيد و آنيکی توجيه ميکند (اينجا با هم دوستند يا به عبارتی از اونطرف ميافتند!) ولی دوباره بد ميشوند...در اين حالت يکی گفتگو ميکند ولی آن يکی کند و کو (!) ميکند...يکی با همه دوست ميشود ولی آن يکی ميگويد که ميخواهد سر به تن هيچکس نباشد... . اما در ميان تکليف امورات مملکت چه ميشود؟...خب ساده است مگر امورات مملکت همين الان رو هوا نيست؟...پس در آينده هم ميتواند به پروازش ادامه دهد
و ما به این نتیجه میرسیم که از این بهتر نمیشود
سامان
اشتراک در:
پیامها (Atom)